خانه ام خراب باد!

يكسره رفته در دست طوفان و باد؛

باد!

آنچه روزان ِ خوش بود با من؛

در تمام زندگاني ام؛

رفته است از خاطر يادها!

همه عمر من رفته از ياد؛ باد!

بادي وزيد در دشت ِ آرزو؛

آورد تورا براي دلم به گفتگو!

جز آن نسيم؛

هر چه هست؛ هر چه بود؛

همه بر باد؛ باد!

خانه دل گشته است كنون خراب؛

گو با تمام جهان؛

خانه ات خراب باد!

مي نترسم از موج و طوفانهاي نشسته در كمين؛

بعد از تو سخن هيچ نمي گويم به جز همين:

هر چه بادا باد...!