تنهایی!
از آغاز جهان؛ تا همیشه؛
تا ابد؛
تا آخرین ثانیه آن ساعت ِ شومی که؛
چون جغد سیاه؛ به دیوار خانه آویخته ام!
تنها بوده ام!
تنها خواهم ماند!
و دست تو گاهی؛
از روزنه کوچک دیوار؛
در عبوری ناخواسته؛
خودنمایی می کند!
اما دریغ که؛
هیچ امیدی؛
برای این محبوس در
سمت ِ تاریک زمان؛
نیست...!
+ نوشته شده در شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 10:1 توسط آقای ar.ja
|