از آغاز جهان؛ تا همیشه؛

تا ابد؛ 

تا آخرین ثانیه آن ساعت ِ شومی که؛

چون جغد سیاه؛ به دیوار خانه آویخته ام!

تنها بوده ام! 

تنها خواهم ماند!

و دست تو گاهی؛

از روزنه کوچک دیوار؛

در عبوری ناخواسته؛

خودنمایی می کند!

اما دریغ که؛

هیچ امیدی؛

برای این محبوس در 

سمت ِ تاریک زمان؛

نیست...!