کوه و بیابان!
به سودای تو؛
سر به کوه و بیابان گذاشتم!
به جز غم تو؛
شکر خدا غمی که نداشتم...
از عشق؛
تحفه که بیش از این نداشتم!
رفتم و گشتم و همه هستی ام؛
به راه تو جستجوی تو باختم...!
کنون که مرده ام؛
ره به جایی؛
نبرده ام!
دو چشم خویش؛
به نظاره؛
بر آسمان گورم گماشته ام...
+ نوشته شده در شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 18:55 توسط آقای ar.ja
|