چنانکه تو عاشقانه نگاه میکنی!

زبان نتواند که بگویدش که چیست!

آن گونه که چشم تو نگاه می کند!

دل نشسته است به انتظار؛

مات و مبهوت در این کارزار!

که چه گوید زبان!

چشم تورا چگونه نگاه کند...!

جز این چاره چه دارد؛

که با هر نگاه تو؛

تمام جان مرا پر از آه کند...!