آشیانه!
به دلش نیست که با دل ما؛
بسازد؛
این زمانه را!
این چه گفتگوست که میکنم با دلم!
خدای عشق؛
ساخته از ازل؛
ویرانه؛
این آشیانه را...!
گشته بودم به جستجوی تمام؛
در پی او؛
این جهان بی نشانه را...
ندانم که چیست سبب؟
دشمنی عشق؛
این خدا و زمانه را...!
+ نوشته شده در شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 21:2 توسط آقای ar.ja
|