من در ایستگاه نشسته؛

و به صدای سوت قطاری که نزدیک می شود؛

گوش سپرده ام!

از کشیده شدن دو تیکه آهن سخت؛

به هم؛

چقدر خوشحال می شوم...!

این صداها دیگر گوش خراش نیست برای من؛

از وقتی که فهمیده ام؛

که تو مسافر این قطاری...!

که در حال نزدیک شدن به ایستگاه است...

با تو دیگر هیچ صدایی گوش خراش نیست برایم...