قدم درون اين ويرانه بگذار؛

اين خانه ِ بي عبور؛ 

اين هميشه كز كرده در سمت ِ

سايه هاي كور!

اين شوريده بخت!

اين غمزده كودك ِ بي سرور!

تورا مي خواهد!

شادي نبوده اش نصيب در تمام عمر!

لب را به خنده اي بگشا و 

بر در خانه ام در آ...

درياب اين تن ِ محتضر؛

دمي راه دارد او از خانه اش تا به گور!

اي راهوار ترين همراه من؛

اي ايستاده به راه؛ اي پر غرور...

مهمان ِ خانه ام كن؛

آن قدوم مباركت با يك عبور...!