تاریکی!
بعد از اینکه تو رفتی! نه ماه تابید! نه ستاره ای در آسمان درخشید و نه دیگر خورشید بخت به روی من خندید! جهان یکسره تاریک و سرد شد! شمع تنم سوخت و در اشک خود غرق شد! جهان دیگر آنگونه نیست که پیشتر بود! تاریکی همه جا را به یکباره دربر گرفت و سينه پر از درد شد!
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 3:13 توسط آقای ar.ja
|