عشق بود و بهار  بود و تو بودی!

خانه دل؛ نونوار بود و تو بودی!

غصه ها ز جهانم؛ برکنار بود و تو بودی!

گردش خوش به روزگار بود و تو بودی!

هر دو  لبم  بوسه  بار  بود  و تو  بودی!

عمر لحظه ها بی  شمار بود و تو بودی!

صلح  در  همه  هستی  بر قرار  بود  و  تو   بودی!

مرکب عشق را دلم؛ سوار؛ شاهوار؛ بود و تو بودی!

ترانه خوان بلبان؛  به  طرف  جوی و  شاخسار  بود و تو بودی!

برآورده شده همه آرزوها؛ شانس و اقبال به کار بود و تو بودی!

به زمستان کس ندیده  بود چنین بهار؛  بهتر از نو بهار بود و تو بودی!

هر دو دستم بلند به راز و نیاز؛  تن داغ ات مرا در کنار بود و تو بودی!

بوسه هایم به روی موی بلندت؛ سر به پایت بوسه زار بود و تو بودی!