تو از كدام قافله بازمانده اي؛

كه شبيه هيچ كس نيست؛

بازوان مهربان ات!

آغوش تو؛

گرم و دلخواه نيست!

سوزنده و سوزان است!

چشم سياه تو؛ چشم آهوست؛

نه مثل چشم ِ خوب رويان است!

پناهم ده به آغوشت؛

آغوش تو؛

پناه براي اين دل مانده در بوران است!