بوران!
تو از كدام قافله بازمانده اي؛
كه شبيه هيچ كس نيست؛
بازوان مهربان ات!
آغوش تو؛
گرم و دلخواه نيست!
سوزنده و سوزان است!
چشم سياه تو؛ چشم آهوست؛
نه مثل چشم ِ خوب رويان است!
پناهم ده به آغوشت؛
آغوش تو؛
پناه براي اين دل مانده در بوران است!
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 11:15 توسط آقای ar.ja
|