راهی به فرداهایم نیست!

از این شبان سیاهی که؛

مرا در حصار خود گرفته اند!

اما من به فکر راه های دورم؛

در دنیاهایی که غرق در نور است؛

از نگاه عاشق ما...!

از آنگونه که یا راهی خواهیم ساخت....

یا نوری در آن راه سیاه خواهیم ریخت...