گریه های تو؛

غمبارترین بارانی است که به چشم دیده ام!

اشکهای تو؛

مرواریدی که در هیچ دریایی نچیده ام!

بر زمین نریز؛

این گوهرهای ناب را...

اگر در آسمان من باریدن؛

آغاز کرد چشمانت...

بگو تا قطره قطره؛

بنوشم در صدف جانم؛

و غرق شوم در عمیق ترین دریایی

که از غم ِ تیره بر تن خود دوخته ام؛

تا که مروارید عشق تو را؛

با خود پنهانی به گور 

پنهان از آفتاب خود برم...