بی واژه؛

خالی از هر قالبی که کلام را اسیر می کند؛

چُنان شوق جوانی؛

که شکوفه در دل پیر می کند!

یاد تو در دل خود؛ 

سرسبز و زیبا تصویر می کنم!

رگبار بارانی؛

رویش دوباره بعد از زمستانی؛

در دشتی که آفتاب؛

تن خاک را به زیر ضربه دست؛

فشرده؛ کویر میکند...